خرید بک لینک


رنلی:
من پیشنهاد می کنم که از اسب پیاده بشی،
زانو بزنی و به من سوگند وفاداری بخوری.

استنیس:
محاله اینو بدست بیاری.

رنلی:
تو به رابرت خدمت کردی، چرا به من نه؟

استنیس:
رابرت برادر بزرگترم بود. تو کوچکتری!

رنلی:
کوچک تر، جسورتر و خیلی خوش قیافه تر ...

استنیس:
... و بعلاوه یه دزد و غاصب!

رنلی:
تارگرین ها به رابرت غاصب می گفتند.
ظاهرا با شرمش کنار اومد.
پس منم کنار میام!

دیالوگ ماندگار بین رنلی باراتیون و برادرش استنیس باراتیون

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: جمعه 29 دی 1396 ساعت: 20:13

کورلیس همسر شاهزاده رینیرا تارگرین است.در طول رقص اژدهایان جزو اولین شوالیه های ملکه بود.شخصیتکورلیس ملوان بود و امیدوار بود که در پیری ملوان شود ، او فردی باهوش با هیکلی درشت و قدی بلند بود.تاریخاو سفر هایی به دریا های شرقی انجام داد و توانست گنجینه هایی را از شهر های کارت ، یی تی و لنگ جمع اوری کند. کورلیس اولین غربی بود که از Nefer در NGhai بازدید کرد.پس از مرگ پدربزرگش ،کورلیس به عنوان رئیس خاندان ولاریون اعلام شددر آن زمان خاندان ولاریون از خاندان های لنیستر و هایتاور بسیار با شکوه تر بود.لرد کورلیس و ناوگانش در کنار شاهزاده دیمون تارگرین در جنگ برای Stepstones مبارزه می کنند.وقتی دیمون پیروز می شود ، تاج گذاریش توسط کورلیس انجام می شود .هر دو پسر کورلیس و شاهزاده رینیرا در طی مبارزه می میرند(لنا ولاریون ، لنور ولاریون).رقص اژدهایاندر طی جنگداخلی لورد کورلیس در شورای کوچکحضور دارد و از قدرتمند ترین لرد های حامی ملکه می باشد. ملکه از کورلیس می پرسد که چگونه برادرانش را از قدرت پایین بکشد و کورلیس پیشنهاد می کند که آنها را به دیوار بفرستد و آن هام قسم نگهبانان شب را بخورند،سپس رینیرا پاسخ می دهد که آن ها قسم های دروغ زیادی خورده اند.هنگامی که سر آدام به عنوان خائن شناخته می شود تنها لرد کورلیس از او دفاع می کند و اشاره میکند که سر آدام و برادرش آلین وارثان خاندان ولاریون هستن

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: جمعه 29 دی 1396 ساعت: 20:13

شرافت چه ارزشی در مقابل عشق یک زن داره؟
وظیفه در مقابل حس در آغوش گرفتن پسر نوزادت چیه؟
یا خاطره لبخند یک برادر؟
کلمات مثل باد هستند...
ما انسانیم و خدایان مارو برای عشق آفریدند...
این بزرگترین افتخار و بزرگترین تراژدی ماست...
دیالوگ ماندگار استاد ایمون تارگرین

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: جمعه 29 دی 1396 ساعت: 20:13

❗️میسی ویلیامز: فصل پایانی با آنچه انتظارش را دارید، بسیار متفاوت خواهد بود!ویلیامز، بازیگر نقش آریا استارک، که اکنون در تور مطبوعاتی انیمیشن Early Man حضور دارد، به تازگی در مصاحبه ای که با مجله The Times انجام داده است، توصیفاتی از فصل هشتم و پایانی بازی تاج و تخت کرده است که در نوع خود شایان توجه است.ضمنا درحالیکه عوامل بازی تاج و تخت در صدد هرچه کمتر منتشر شدن جزییات از فصل پایانی هستند، اما اینگونه بنظر میرسد که ویلیامز علاقه دارد جزییاتی هرچند ناچیز را در اختیار طرفداران GoT قرار دهد.ویلیامز گفت:«زمانی که فیلمنامه به دستم رسید، با مادرم چند حدس درباره نحوه به پایان رسیدن مجموعه زدیم و هیچکدام، درست پیش بینی نکرده بودیم. ممکن است متعجب شوید اما حدس هایمان اصلا به آنچه اتفاق خواهد افتاد نزدیک نبود!»در ادامه گفت:« فصل هشتم اصلا مطابق آنچه انتظار دارید، پیش نخواهد رفت!!»از دیگر پرسش های جالبی که در مصاحبه The Times با ویلیامز خودنمایی میکند، سئوال درباره آینده آریا استارک در فراز و نشیب های وستروس است. با وجود تمام سختی هایی که آریا پشت سر گذاشته، و از دست دادن پدر و مادر و دو برادرش و کشتن تعدادی زیادی انسان، آیا او شانسی برای یک زندگی نرمال خواهد داشت؟ویلیامز در پاسخ گفت:«در چند فصل گذشته، احساسات این دختر کاملا نابود شده و آریا اصلا نمیخواهد درباره آنچه بر خانواده اش گذشته صح

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: جمعه 29 دی 1396 ساعت: 20:13

قسم میخورم هیچوقت به اندازهی وقتی که تاج و تخت رو تصاحب کردم سرزنده نبودم و هیچوقت هم به اندازهی الان که صاحبشم دلمرده نیستم.

***دیالوگ ماندگار رابرت باراتیون خطاب به ند استارک***

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: جمعه 29 دی 1396 ساعت: 20:13

والریا یونانیان باستان اعتقاد داشتند جهان در تنگه جبل الطارق به پایان میرسد و بعد از ستونهای هرکول در آنجا ،شهری افسانه ای به نام آتلانتیس قرار دارد.این افسانه بعدها ادامه پیداکرد که آتلانتیس بزرگترین و ثرونتمندترین شهر دنیاست.کم کم این باور در بین مردم پیدا شد که آتلانتیس بر اثر واقعه ای شوم به زیر دریا رفته ،این ایده باعث پیدایش والیریا در نغمه شد.منطقه ای که درست مثل آتلانتیس ،باشکوه ترین مکان دنیا بود،ولی بر اثر حادثه ای ناشناخته از بین رفته و فقط ویرانه هایی از آن باقی مانده است. گارد پادشاهیگارد پادشاهی که از آنها با عنوان رداسفیدان و شمشیران سفید یاد میشوند ،محافظان سلطنتی تخت آهنین هستند.کسانیکه وارد این گروه میشوند از بهترین شوالیه های هفت پادشاهی هستند.آنها هیچگاه زنی اختیار نمیکنند و از داشتن فرزند و زمین هم منع میشوند و سوگندشان مبنی بر حفاظت از پادشاه ،تا آخر عمر بوده مگر اینکه با فرمان پادشاه خلع شوند.از نمونه های بارز این گروه شوالیه ها میتوان به شوالیه های شاه آرتور که در داستانهای وی نقش بسزایی دارند اشاره کرد.این شوالیه ها نیز همواره با شاه آرتور همراه بوده و در اکثر جنگها،پادشاهشان را همراهی کرده و حاضر بودند تا جانشان را برای او فدا کنند.سر لانسلوت که معروفترین شوالیه شاه آرتور بوده ،مانند جیمی لنیستر جنگجویی بزرگ ،مغرور و باشکوه بوده و از همه مهمتر هردو با ملک

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: جمعه 29 دی 1396 ساعت: 20:13

معرفی لنا ولاریونپرنسس لنا ولاریون دومین همسر شاهزاده دیمون تارگرین است .او و دیمون صاحب دوفرزند دوقلو به نام های رینا وبیلا تارگرین شدند.لنا خواهر بزرگتر لنور ولاریون است و یک سال از او بزرگ تر است.ظاهر و شخصیت لنا لاغر و با اندامی زیبا است . او طلاهای فراوانی داشت که تا آخر عمرش همراهش بودند . لنا یکی از دلریا ترین دختران در زمان خودش بود ، گفته شده است زیبایی خود را از مادرش و روح بی رحم و پر ماجرای خود را از پدرش به ارث برده است.تاریخ و سرگذشتدر سال 101 پس از ورود اگان (بعد ازمرگ اما آرن) شورا تصمیم میگیرد برای ویسریس تارگرین همسر جدیدی انتخاب کند بنا بر این لنا یکی از آن نامزد ها بود لنا در آن زمان تنها دوازده سال سن داشت با این حال شورا تصمیممی گیرد پادشاه با آلیسنت هایتاور ازدواج کند . پدر لنا او را برای یکدریا نورد براووسی انتخاب کرده بود ، لنا وپدرش از پایتخت میروند اما شاهزاده دیمون آن ها را پیدا میکند و با ملوان براووسی دوئل میکند که سر انجام اورا می کشد .لنا در سن بیست سالگی ازدواجمی کند و با این حال به تاجوتخت علاقه ای نشان نمی دهد. ابتدا به پنتوس و سپس به شهر های آزاد می روند ، مردم به استقبال دیمون و اژدهایش کراکسس می آیند .در پنتوس دو دختر دوقولویش را به دنیا می آورد و پس از آن تصمیم میگیرد آن ها را به دریفت مارک میفرستد . لنا رابطه خوبی با پرنسس رینیر

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: جمعه 29 دی 1396 ساعت: 20:13

سرسی ... من هیچوقت ازت خوشم نمیومد ، ولی تو خواهرم بودی . برای همین هیچوقت بهت آسیب نزدم . ولی تو خودت خواستی ، من برای کاری که کردی آزارت میدم ...
هنوز نمیدونی چطور ، ولی بهم زمان بده .
یه روز میاد که فکر میکنی شادی ، که فکر میکنی امنیت داری و ناگهان یکدفعه تمام شادی و خوشبختیت به خاکستر تبدیل میشه .
و اون لحظه ایه که میفهمی حسابم باهات صاف شده .



تیریون لنیستر خطاب به سرسی ، پس از آسیب زدن به آلایایا

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: جمعه 29 دی 1396 ساعت: 20:13

مردان بى چهرهانجمن مردان بی چهره فرقهٔ مذهبی قاتلینی است که خدای بیشمار چهره را میپرستند.این انجمن قبل از پیدایش براووس پدید آمده و ریشه در معادن آتشفشانی والریای قبل از ویرانی دارد. داستان پیدایش انجمن اشاره به فردی نامشخص دارد که اولین مرد بی چهره بوده است. این مرد دعای بردهها را برای خدایان متنوعشان شنید و نتیجه گرفت که این خدایان در حقیقت همه یکی هستند با صدها چهره، و او ابزار این خداست. برای همین او اولین هدیه را به بیچاره ترین برده داد. مرد مهربان این را نیز اشاره کرد که بعدها اولین مرد بی چهره هدیه را به اربابان نیز اعطا کرد.در خانهٔ سفید و سیاه پیروان انجمن لباسهای سفید و سیاه میپوشند و وظایف مذهبی انجمن را انجام میدهند. از جمله رسیدگی به مردگان. این خانه یک فواره دارد به همراه شاه نشین هایی با بتهایی از خدایان مرگ بسیاری از جمله غریبه در مذهب هفت؛ اما سرویس رسمی وجود ندارد. بعضی از پیروان شمعهایی برای خدایانشان روشن میکنند و سپس به وسیله یک فنجان سیاه رنگ از آب فواره مینوشند. آب چشمه را با سمی پر کردهاند که منجر به مرگی بی درد میشود. این را به عنوان هدیه خدای بی نهایت چهره قلمداد میکنند. یک اصطلاح مرتبط به فرقه وجود دارد. «والار مورگولیس» که در زبان والریایی برین به معنی همه باید بمیرند است. جواب آن نیز این است. «والار دوهاریس» به معنی همه باید خدمت کنند. م

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت: 6:48

یک طرفدار سریال بازی تاج و تخت متوجه یک الگو در نحوه مرگ شخصیت های سریال شد ! قبول دارید که هیچ چیز بهتر از عدالت شاعرانه نیست؟ بازی تاج و تخت به عنوان یک سریال پر از مرگ و قتل و اژدهایان شناخته شده است ، اما طرفداران به تازگی متوجه یک الگو در نحوه مرگ و کنار گذاشتن شخصیت های سریال شدند .کاربر ردیت razobak09 تئوری پست کرده که در این چند روز به ان بسیار توجه شده است او در این تئوری توضیح میدهد که چگونه عملکرد شخصیت ها باعث مرگ آن ها میشودبرای مثال : ند استارک از شمشیر والیریایی خود ، آیس ، برای زدن سر مرد فراری نایتس واچ استفاده کرد و جافری به وسیله ایلین پین دستور زدن سر ند استارک را با شمشیر خودش داد .تایوین لنیستر دستور انجام دادن رد ودینگ را داد که در آن بسیاری از مردان استارک به وسیله کمان ها کشته شدند همانطور که خودش به وسیله یکی از همان نوع کمان کشته شد !روس بولتون راب استارک را به وسیله فرو کردن یک چاقو در قلبش کشت و با یک چاقو در قلبش مرد والدر فری دستور بریدن گلوی کتلین استارک را داد و گلویش توسط آریا بریده شد رمزی بولتون از این که مردم را به عنوان غذا به سگ هایش بدهد لذت میبرد و خودش غذای سگ هایش شد !اولنا تایرل جافری را با سم کشت و خودش با سم کشته شد لیتل فینگر با گذاشتن خنجر بر گلوی ند استارک به او خیانت کرد و همچنین با فرستادن یک مزدور به همراه خنجر والیریایی قصد کشتن

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت: 6:48

شبیه سازی آب و هوای وستروس در سریال گیم آف ترونززمستان در راه است ... همانطور که تمام تماشاگران سریال تلویزیونی بازی تاج و تخت میدانند. بعضی افراد تئوری عجیبی در مورد دلیل شکل گیری فصلهای عجیب و غریب جهان اژدهایان، پادشاهان، ملکه ها و جادو ارائه داده اند.اما دانشمندانی از دانشگاه های بریستول، کاردیف و سوتامپتون قدم فراتر گذاشته و مدلی از جهان بازی تاج و تخت را شبیه سازی کرده و به تحلیل آن پرداختند.نتایج حاکی از آن است که دیوار، سرزمینی که از ورود وایت واکر ها به وستروس محافظت میکند، در زمستان آب و هوایی شبیه به لاپلند (واقع در فنلاند) دارد. این در حالی است که کسترلی راک، سرزمین آب و اجدادی لنیسترها، آب و هوایی شبیه به هوستون، تگزاس و یا شانگهای چین دارد. سرعت باد و جهت احتمالی وزش باد نشان می دهد که ناوگان های آهن زادگان از وضعیت بهتری برخوردار هستند و بر دریا تسلط کافی را دارند. به همین دلیل حمله احتمالی گروهی به ایسوس و همچنین هموار شدن معادلات بازرگانی بین وستروس و شهرهای آزاد از طریق دریای باریک پیش بینی می شود. دمای پیش بینی شده نیز با توجه به ورود وایت واکرها نوعی خواب زمستانی در تابستان بیان شده است. نتایج کامل در مقاله ای مضحک (زبان دوتراکی و والریایی را نیز شامل می شود) که توسط سمول تارلی، شخصی که برای میستر شدن در سیتادل در اُلد تاون در وستروس مشغول به تحصیل است، نوشته شد

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: سه شنبه 26 دی 1396 ساعت: 0:31

"تیان خودش را در حالی یافت که نمیدانست باید دعا کند یا نه.اگر دعا کنم آیا خدایان کهن دعای مرا میشنوند؟آنها خدایان او نبودند...هیچوقت نبودهاند.او آهن زاده بود،پسر پایک...خدای او خدای مغروق جزایر بود ...ولی وینترفل فرسنگها از دریا به دور بود.از زمانی که یک خدا دعایش را شنیده بود یک عمر می گذشت.او نمی دانستکه بود...یا چه بود...چرا هنوز زنده بود...اصلاً چرا به دنیا آمده بود...«تیون»صدایی زمزمه کرد...سرش بالا آمد...«کی بود؟»همه چیزی که می دید درختان و مه غلیظی بود که آنها را می پوشاند.صدا به آرامی خشخش برگها و به سردی نفرت بود.صدای یک خدا یا یک روح...چند نفر روزی که او وینترفل را گرفت مu200dُردند؟چند نفر دیگه روزی که وینترفل رو از دست داد؟روزی که تیون گریجوی مُرد تا دوباره به عنوان «ریک» متولد شود.«ریک»...«ریک»"[رقص با اژدهایان - فصل سی و هفت]

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: سه شنبه 26 دی 1396 ساعت: 0:31

خاندان تالهارت خاندان تالهارت از تورهن اسکوئر خاندانی اربابی از شمال است که احتمالا نسل ان ها به اولین مردان میرسد قلعه ان ها تورهن اسکوئر می باشد که در جنوب غربی وینترفل قرار دارد. شعار ان ها مغرور و ازاد است.در کتاب اول پس از ان که ادارد توسط کتلین متوجه میشود که لنیستر ها مزدوری برای قتل برن استخدام کرده اند به کتلین میگوید که به هلمن تالهارت و گالبرت گلاور دستور دهد که 100 کماندار را تجهیز کنند و به موت کیلین بفرستند. در ادامه پس از فرخوان دادن راب استارک به لرد های شمالی اعضا خاندان تالهارت نیز در وینترفل حاضر میشوند. پس از حرکت به سمت جنوب و گذشتن از دوقلوها راب استارک هلمن تالهارت را با 400 شمشیرزن و کماندار در دوقلو ها باقی میگذارد تا از ان جا دفاع کنند و بر والدر فری نظارت کند.در طول سرکوب اهن زادگان در استونی شور بنفرد تالهارت که توسط لئوبالد تالهارت فرستاده شده بود دستگیر شد و توسط ارون گریجوی غرق گشت.پس از انکه لئوبالد به همراه سر رودریک کسل توانستند اهن زادگان را در تورهن اسکوئر شکست دهند او به همراه سر رودریک به وینترفل رفت که در نهایت توسط رمزی بولتون قطعه قطعه شد.در کتاب سوم هلمن در نبرد داسکندیل کشته شد و تورهن اسکوئر توسط داگمر کلفت جاو فتح شد و او خانواده تالهارت را در انجا گروگان نگه میدارد.لرد فعلی ان ها ادارد تالهارت است و او در کتاب پنجم به روس بولتون سوگند

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: سه شنبه 26 دی 1396 ساعت: 0:31

سندور کلگین : من رو یادته ؟
آره یادته ،الان حتا از من هم زشت تر شدی !
باهات چیکار کردن ؟ اهمیتی نداره
کار تو اینجوری تموم نمیشه برادر،خودت میدونی کی کارت رو تموم میکنه !
همیشه میدونستی!

دیالوگ های ماندگار - صحبتهای سندور کلگین با برادرش گرگور

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: دوشنبه 25 دی 1396 ساعت: 0:38

آدام ولاریون اولین بار آدام با نام آدام هال شناخته شد.ادام یک برادر به نام ″الین ولاریون″دارد ، در طول جنگ داخلی خاندان تارگرین که ″رقص اژدهایان″ نام داشت او یک شوالیه بود که در کنار حزب سیاه می جنگید .شخصیت آدام در رقص اژدهایان 15 سال سن داشت ، فردی بی رحم و سست زبان بود .تاریخ راجب پدر آدام گمانه زنی هایی می شود ، مادرش ماریلدا ادعا می کندکه آدام و الین فرزندان لنور ولاریون هستند ، با این حال احتمال اینکه فرزندان کورلیس ولاریون یعنی پدربزرگشان باشند نیز وجود دارد.رقص اژدهایان در آغاز جنگ جاکریس ولاریون اعلام می کند که تعداد اژدهایان بیشتر از اژدهاسواران هست و به اژدها سوار نیاز دارد . ابتدا لنور ولاریون سوار بر سی اسموک می شد ، اما بعد ها سر آدام توانست سی اسموک را کنترل کند و کورلیس از رینیرا می خواهد که با او لقبی دهد که به معنی یک رگ اژدها هست(بذر اژدها).در زمان ورود رینیرا به پایتخت اژدها سواران یکی پس از دیگری در سر تا سر وستروس فرود آمدند آما آدام به دلیل آتش سوزی نتوانست فرود بیاید و همینطور در اطراف دیوار های پایتخت پرواز کرد وهمین موجب زخم هایی در بال سی اسموک شد.در حالی که همه برای جنگمی رفتند سه اژدهای سی اسموک و تیراکسس و سیراکس در شهر باقی ماندند به همین دلیل دیگر سواران اژدها نیز به جنگ رفتند .به جز سیراکس دو اژدهای دیگر در چاله اژدها بودند .چندین عضو اژ شو

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: دوشنبه 25 دی 1396 ساعت: 0:38

"بیشتر یک جانور یود تا یک پسر،با غرور و خونریزی پف کرده بود...راب استارک به همه ما خیانت کرد. او شمال را با حملات اهن زاده ها رها کرد تا پادشاهی خودشو در ترایدنت بسازه. همچنین لرد های ریورلند که بخاطر دخالت در جنگ این ریسک را کرده بودند و بیشتر از او در خطر بودند را رها کرد و پیمان ازدواج یک دختر فری با راب استارک که با پدربزرگم بسته بود را شکست و با یک دختر غربی که چشمش را گرفته بود ازدواج کرد...بهش میگین گرگ جوان؟! اون یک سگ پست بود تا یک گرگ و مثل یک سگ هم مرد!" دیالوگ ماندگار ریگار فری در دادگاه مرمن درباره راب استارک

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: دوشنبه 25 دی 1396 ساعت: 0:38

#پیتر_بیلیش: "نام لنیستر دیگه اون معنای سابق رو نداره... تایوین مرده، اون قدرت خاندانش رو بر وارثانی نه چندان مستحکم بنا کرد، بدون اون جیمی یک دست داره و هیچ متحدی نداره؛ تامن یک بچه لطیفه نه شاهی که لازم باشه از ترسید..."

#روس_بولتون: "ملکه عصبانی خواهد شد..."

#پیتر_بیلیش: "ملکه مارجری از سانسا خوشش میاد. سرسی ملکه مادره، لقبی که هر روز از اهمیتش کاسته میشه..."

● دیالوگ بیلیش و روس بولتون، در مورد ازدواج سانسا با رمزی

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: دوشنبه 25 دی 1396 ساعت: 0:38

شبیه سازی آب و هوای وستروس در سریال گیم آف ترونززمستان در راه است ... همانطور که تمام تماشاگران سریال تلویزیونی بازی تاج و تخت میدانند. بعضی افراد تئوری عجیبی در مورد دلیل شکل گیری فصلهای عجیب و غریب جهان اژدهایان، پادشاهان، ملکه ها و جادو ارائه داده اند.اما دانشمندانی از دانشگاه های بریستول، کاردیف و سوتامپتون قدم فراتر گذاشته و مدلی از جهان بازی تاج و تخت را شبیه سازی کرده و به تحلیل آن پرداختند.نتایج حاکی از آن است که دیوار، سرزمینی که از ورود وایت واکر ها به وستروس محافظت میکند، در زمستان آب و هوایی شبیه به لاپلند (واقع در فنلاند) دارد. این در حالی است که کسترلی راک، سرزمین آب و اجدادی لنیسترها، آب و هوایی شبیه به هوستون، تگزاس و یا شانگهای چین دارد. سرعت باد و جهت احتمالی وزش باد نشان می دهد که ناوگان های آهن زادگان از وضعیت بهتری برخوردار هستند و بر دریا تسلط کافی را دارند. به همین دلیل حمله احتمالی گروهی به ایسوس و همچنین هموار شدن معادلات بازرگانی بین وستروس و شهرهای آزاد از طریق دریای باریک پیش بینی می شود. دمای پیش بینی شده نیز با توجه به ورود وایت واکرها نوعی خواب زمستانی در تابستان بیان شده است. نتایج کامل در مقاله ای مضحک (زبان دوتراکی و والریایی را نیز شامل می شود) که توسط سمول تارلی، شخصی که برای میستر شدن در سیتادل در اُلد تاون در وستروس مشغول به تحصیل است، نوشته شد

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: دوشنبه 25 دی 1396 ساعت: 0:38

رئیس شبکه آمریکایی اچ بی او گفت: اسپین آف های سریال گیم آف ترونز بعد از سال 2020 ساخته خواهند شدخبرگذاری انجمن منتقدین تلویزیون همواره از منابع موثق برای خبرهای آتی بازی تاج و تخت بوده است. با آنچه از HBO با ریاست «کیسی بلویز» سراغ داریم، باید خاطر نشان کرد که دیدن فصل هشتم سریال بازی تاج و تخت از آنتن این شبکه در سال جاری، دور از ذهن است. در ادامه مصاحبهای با رییس فعلی شبکه HBO را خواهیم داشت.زمانی که کار به ساختن اسپین آف میرسد، با 5 اسپین آف در حال آماده سازی، اوضاع کمی متفاوت است. بلویز در این باره میگوید:« بر روی هر 5 اسپین آف، با دقت کار میشود. شاید هر 5 اسپین آف را ساختیم!!! یا اصلا هیچکدام را نساختیم!! اما آنچه محتمل تر است تولید یکی از این 5 اسپین آف پیشنهادی است.»او در ادامه بحث درباره اسپین آف ها گفت:« 5 زیرشاخه از دنیای بازی تاج و تخت در حال آماده سازی است. اگر بصورت فشرده کار کنیم، حداقل تا یک سال پس از پایان سریال بازی تاج و تخت، هیچ کدام از این 5 اسپین آف ها آماده نخواهند شد. پتانسیل خوبی در این باره میبینم. نویسندگان بسیار توانمندی در حال کار بر روی این فیلمنامه ها هستند. این بسیار هیجان انگیز است اما آنچه که مهم است که مورد توجه قرار گیرد، آنست که برای این پروژه محدودیت زمانی وجود ندارد. هر یک از پروژه ها در نوع خود هیجان انگیزند، اما برای هیچکدام برنامه زمانی خا

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: يکشنبه 24 دی 1396 ساعت: 8:50

برد پیت و پیشنهاد 120 هزار دلاری برای تماشای سریال گیم آف ترونزدر جشن سالانه شان پن، که برای جمع آوری پول برای هائیتی هر ساله برگزار میشود، برد پیت با پیشنهاد 120 هزار دلار خواستار تماشای یک قسمت سریال بازی تاج و تخت با امیلیا کلارک شد. هر چند برد پیت این پیشنهاد را به یک شرکت کننده ناشناس در این حراج با 40 هزار دلار بیشتر واگذار کرد. به نقل از Variety، برد پیت در ابتدای حراج پیشنهاد 80 هزار دلاری را فقط برای امیلیا میدهد و بعد به 90 هزار دلار این پیشنهاد رو افزایش میدهد ولی دیگر قیمت خود را افزایش نمیدهد، اما حراجچی برای اینکه درام حراج رو تقویت بکنه فریاد میزنه : «آیا اینجا پادشاه شمال داریم ؟» که خوب کیت هرینگتون نیز در اونجا حضور داشته و اینجا بوده که برد پیت قیمت 120 هزار دلاری برای دیدن یک اپیزود همراه با این دو بازیگر اصلی سریال بازی تاج و تخت رو پیشنهاد میدهد. هر چند در آخر این حراج به یک شخص دیگه میبازه.

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 4:36

برندگان هفتاد و پنجمین مراسم گلدن گلوب در سال 2018بهترین بازیگر زن سریال کوتاه یا فیلم تلویزیونی: نیکول کیدمن برای «دروغ های کوچک بزرگ»بهترین بازیگر نقش مکمل مرد فیلم سینمایی: سم راکول برای «سه بیلبورد بیرون از ابینگ، میزوری»بهترین بازیگر زن سریال کمدی یا موزیکال: ریچل بروسناهان برای «خانم میسل شگفت انگیز»بهترین بازیگر زن سریال درام: الیزابت ماس برای «سرگذشت ندیمه»بهترین بازیگر مرد سریال درام: استرلینگ کی. براون برای «این ما هستیم»بهترین سریال درام: سرگذشت ندیمه (در این شاخه سریال بازی تاج و تخت نیز کاندید بود که موفق به کسب جایزه نشد)بهترین موسیقی: الکساندر دسپلا برای «شکل آب»بهترین ترانه: بزرگ ترین شومنبهترین سریال کمدی یا موزیکال: خانم میسل شگفت انگیزبهترین انیمیشن: کوکوبهترین بازیگر مرد سریال کوتاه یا فیلم تلویزیونی: ایوان مک گرگور برای «فارگو»بهترین بازیگر نقش مکمل زن فیلم سینمایی: الیسون جنی برای «اینجانب تانیا»بهترین بازیگر نقش مکمل زن سریال کوتاه یا فیلم تلویزیونی: لورا درن برای «دروغ های کوچک بزرگ»بهترین بازیگر فیلم موزیکال یا کمدی: جیمز فرانکو برای «هنرمند فاجعه»بهترین فیلمنامه فیلم سینمایی: سه بیلبورد بیرون از ابینگ، میزوریبهترین بازیگر نقش نقش مکمل مرد سریال کوتاه یا فیلم تلویزیونی: الکساندر اسکارسگارد برای «دروغ های کوچک بزرگ»بهترین فیلم خارجی زبان: «در محو شدگی» از آ

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 4:36

همانطور که در فیلم دیدیم و در کتاب خوانده ایم "دور" توانست با استفاده از مهارت هایش "کال دروگو" را شفا دهد ، اما عفونتی را در بدن وی باقی گذاشت که منجر به از پای در آمدن دروگو شد ، همچنین با استفاده از جادوی خون بچه داخل شکم دنریس را کشت! دنریس از "دور" پرسید دروگو چه زمانی میتواند مانند قدیم زندگی کند و او اینگونه گفت : ● "وقتی خورشید از غرب طلوع کند و در شرق غروب کند . وقتی دریا ها خشک شوند و کوه ها ریزش کنند." و اما قسمت حذف شده ی حرف های "دور" که در کتاب هست اما در سریال حذف شد اینگونه بود : ● "وقتی رحم تو دوباره تقویت شود و بتوانی فرزندی زنده به دنیا بیاوری! ..."

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 4:36

شب گذشته، در مراسم فرش قرمز گلدن گلوب، امیلیا در رابطه با فصل هشتم بازی تاج و تخت گپ زد، هرچند او هیچ اشاره ای به داستان نداشت اما به تاثیر احساسی و شگفت آور پایان سریال اذعان داشت. در طول مصاحبه ای جامع، پس از مراسم گلدن گلوب او در مورد موهای بلوندش ( به رنگ موهای یک تارگرین) که کارهایش را راحت تر کرده، و سخنرانی شجاعانه ی اپرا، در هنگام دریافت جایزه اش صحبت کرده است. پس از اینکه در مورد انتظار کشندهی دو سالهی طرفداران سریال برای تماشای فصل هشتم، که به تازگی تایید شده، از او سوال شد، امیلیا پاسخ داد :« واقعا ارزشش را دارد! » البته که او در مورد جزئیات فیلمنامه بسیار محتاط بود. « من هیچ چیزی نمیگویم، برای راحتی همه! » و خندید در پاسخ به اینکه آیا در لوکیشن وینترفل هم بازی کرده یا نه. اگرچه زمانیکه به اتفاقات پایانی که دیدیم فکر کرد، عکس العمل نشان داد. « من تمام فیلم نامه های این فصل را خوانده ام، شوکه شدم! از خانه بیرون زدم و تنها چیزی که به همراه بردم کلیدم بود. بعد از سه ساعت برگشتم اما هضم قصه هنوز برایم مشکل بود. » در پاسخ به این سوال که آیا برای پایان قصه آماده است، اینطور گفت : « نمیدانم! فکر نمیکنم کسی آماده باشه، نمیدونم حتی اگه تلویزیون برای چنین قصه ای آمادگی داشته باشه. »و ما برای نظر دادن در مورد این حرفها حداقل دو سال باید صبر کنیم!

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 4:36

خدای بیشمار چهره، خدایی است که توسط مردان بی چهره پرستیده می شود. مردان بی چهره صنفی از قاتلان هستند که در شهر آزاد براووس اقامت دارند.مؤسس مردان بی چهره به این باور رسید که تمام جمعیت های مختلف بردگان در والریا، به سمت یک خدای واحد مرگ، البته در تجسم های متفاوت دعا می کنند. پس در کوهور، خدای بی نهایت چهره، بز سیاه، در یی تی شیر شب و در مذهب هفت، غریبه نامیده می شود.این باور به یک خدای واحد در تجسم ها یا "چهره" های بیشمار، در خانه سیاه و سفید بازتاب واضحی دارد. خانه سیاه و سفید به عنوان یک معبد عمومی با تعداد زیادی از مجسمه های خدایان مرگ، که شامل غریبه هم هست، شناخته می شود.پیروان خدای بسیار چهره باور دارند که مرگ پایانی رحمت آمیز بر رنج ها است. این صنف در مقابل قیمتی، هدیه مرگ را برای هر فردی در جهان تضمین می کنند، با این باور که قتل نوعی آیین دینی برای خدایشان است. در معبد صنف، آن افرادی که به دنبال پایانی بر رنج ها هستند، می توانند از یک جام سیاه بنوشند که باعث مرگ بی درد آن ها می شود.زمانی که یک مرد بی چهره هویتش را رها می کند تا به خدمت خدای بسیار چهره درآید، او تنها باید اهدافی را که به او گفته می شود، بکشد، نه این که خود تعیین کند که چه کسی ارزش «هدیه» آن ها را دارد.

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 4:36

مارجری تایرل علاوه بر آنکه یکی از بهترین استایلها را در سریال دارد، آغاز کننده ی بسیاری از ترندها نیز هست. ترند به معنای گسترش استفاده از استایل یا اکسسوری خاصی در بین افراد یک جامعه است. تاثیرات وی روی سانسا که مارجری را دوست دارد و سرسی که قاتل مارجری شد، غیر قابل انکار است.در ادامه ی فصل دوم، مارجری را با لباسی میبینیم که هیچ ربطی به شخصیت، استایل و سلیقه ی او ندارد. اما چرا این لباس برای او در این سکانسها طراحی شده است، درست و به جا است.مارجری نوجوانی است که شور و شوق بسیار دارد و آنچه را که در نظرش کارآمد است، برای رسیدن به آرزوهایش انجام میدهد. او دختری زیبا، جوان و البته تشنه ی ملکه شدن است. در این لباس او در واقع شکلها را تجربه میکند، همانطور که همه ی ما روزی تجربه کرده ایم. این لباس اشکال را میتوان الهامی از طراحی فوق العاده ی شوالیه ی فقید صنعت مد، الکساندر مک کویین بزرگ ( سبک مک کویین پست مدرن بود.) خواند. مک کویین این لباس را برای Bjork به صورت اختصاصی طراحی کرده بود و او آن را در ویدیوی خود با نام " او کسیت؟ " پوشید. این لباس قیفی شکل، در واقع میخواهد بن بستی را نشان دهد که خود محرک پیدا کردن راه جدیدی است. اینها را میشل کلاپتون خلاق در مصاحبه ای با سایت ووگ میگوید.

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 4:36

"همه شما تاج پادشاهی رو روی سر من گذاشتید. من هیچوقت چنین درخواستی نکردم. اما قبولش کردم چون شمال خونه ی منه؛ بخشی از وجود منه و من از جنگیدن براش دست برنمیدارم...
اما شرایط حالا به ضرر ماست، هیچکدوم از شما ارتش مردگان رو ندیدید، ما هیچوقت نمیتونیم تنهایی شکستشون بدیم. ما به متحد احتیاج داریم، متحدانی قدرتمند؛ من میدونم که این یه ریسک بزرگه اما باید بپذیرمش..."

● جان اسنو خطاب به لردهای شمالی؛ در مورد اتحاد با دنریس

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 4:36

باریستان دلیر پافشاری کرد:"- عالی جناب، من تو بیست و سه سالگی برای عضوی از رادی سفید انتخاب شدم. این همه ارزوی من بود، از همون لحظه اول که شمشیر به دست گرفتم. من مقامم رو کنار گذاشتم، دختری که قرار بود با من ازدواج کنه با پسر عموم وصلت کرد.من به زمین یا فرزند پسر احتیاجی نداشتم. زندگی ام رو به پای سلطنت ریختم."سر جرالد هایتاور" خودش سوگند منو شنید... برای محافظت از پادشاه با تمام قدرتم... برای فدا کردن جانم... من کنار "گاو سفید" و "شاهزاده لووین" جنگیدم... کنار "سر ارتور دین افسانه ایی"، شمشیر سحرگاه جنگیدم!قبل از اینکه به پدر شما رابرت باراتیون خدمت کنم به شاه اریس خدمت کرده بودم و به پدرش جهریس، سه پادشاه!"انگشت کوچیک گفت: -"و همه اونا مردن."ملکه مادر اعلام کرد:-" و حالا کار تو اتمام یافته جافری به مردانی جوان و نیرومند احتیاج داره. شورا درخواست کرده که سر جیمی لنیستر به جای تو فرمانده گارد بشه!"باریستان به ارامی و با صدایی گرفته زمزمه کرد...((قاتل پادشاه. شوالیه دروغینی که شمشیرش رو به خون پادشاهی که در برابرش سوگند وفاداری یاد کرده بود الوده کرده)) گزیده ای از کتاب نغمه یخ و آتش

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 4:36

● چقدر با "سرداب وینترفل" اشنایی دارید؟ قطعا همه ی ما میدانیم که مجسمه های سنگی شاه های شمال و لرد های وینترفل و اجداد خاندان استارک در انجاست ...اما آیا غیر از مجسمه های سنگی چیز دیگری در این مکان عجیب نیز هست؟ 1- در ابتدا باید گفت سرداب از قلعه بزرگتر است و در گذشته ی دور "جکریس ولرین" در شروع نبرد رقص اژدهایان و در فصل تابستان به وینترفل آمد و بر طبق گفته ها اژدهای او "ورماکس" در اعماق سرداب و در نزدیکی دیوار در جایی که چشمه های آب گرم هست ، تخم یا تخم های اژدها گذاشت!! حال به مشخصات آزور آهای نگاهی بی اندازیم : " آزورآهای دوباره ازمیان آتش و نمک متولد می شود تا اژدهایان را از میان سنگ ها بیدار کند " جالب است مگرنه؟!2 - اما مورد دوم ، موردی که شاید بیشتر ما رو به فکر فرو کنه ... کمی به وینترفل فکر کنید جایی که زمستان از آنجا شروع میشود ، زمستانی سرد و تاریک و چه مکانی بهتر از وینترفل برای مخفی کردن سلاحی در راستای پایان دادن زمستان؟! و چه سلاحی بهتر از "لایت برینگر" !! درست است ، عده ای معتقد هستند در سرداب وینترفل لایت برینگر مخفی شده است!! در کتاب "رقص اژدهایان" هنگامی که تیون گریجوی سرداب را به بانو باربارا داستین نشان میدهد آنها به قسمت های تاریک میروند و مجسمه ای با شمشیر زنگ زده میبنندنظر شما چیست؟همچنین جان اسنو در کسل بلک به سم تارلی میگوید ؛"گاهی اوقات رویاهایی در مورد

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 4:36

"برادرم این استعداد رو داشت که تو وجود دیگران وفاداری ایجاد کنه، حتی تو وجود دشمنانش.تو سامرهال فقط در عرض یک روز، سه جنگ رو برد و لرد گرندیسون و لرد کافرن رو اسیر کرد و به استورمزاند آورد. اون به نشونه ی پیروزی، پرچم هاشون رو تو تالار قلعه آویزون کرد. روی آهوهای کافرن لکه های خون دیده میشد و شیر خفته ی گرندیسون تقریبا از وسط پاره شده بود اما شب اونا زیر همون پرچما نشستن و مشغول نوشیدن و خوشگذرونی با رابرت شدند. حتی رابرت برای شکار اونارو با خودش برد. وقتی من اونارو تو حیاط دیدم که مشغول پرتاب تیر بودن، به رابرت گفتم: "این مردا میخواستن تو رو تحویل ایریس بدن تا تورو بسوزونه. نباید به دستشون تیر بدی."رابرت فقط خندید. اگه دست من بود جفتشونو زندانی میکردم ولی رابرت اونارو به دوستی وفادار تبدیل کرد.لرد کافرن تو آشفورد و در حالی که برای رابرت میجنگید توسط رندیل تارلی کشته شد و لرد گرندیسون تو ترایدنت زخمی شد و یک سال بعد مرد.برادرم کاری کرد اونا دوستش داشته باشن اما انگار من فقط تو وجود دیگران خیانت ایجاد میکنم. حتی تو هم خون ها و اقوام خودم. برادر، پدربزرگ، پسر دایی ها و دایی عزیز..." دیالوگ ماندگار استنیس باراتیون درباره برادرش رابرت

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 4:36

ایزاک همستد رایت میگوید برن استارک در فصل هشتم سریال به طور کامل تغییر کردهسریال تعداد زیادی بازیگر و شخصیت در خود جا داده و تمام آنها در طول سالها تغییر هایی داشتند اما یک شخصیت وجود دارد که کاملا تغییر کرده : برن استارک، پسر کوچک ند استارک همانی که عادت به بالا رفتن از دبوار و درخت ها را داشت اکنون تبدیل به کلاغ سه چشم شده، در طی این تغییر تمام وابستگی ها و احساسات انسانی او هم تغییر کرده.او در مورد این تغییر و روحیه که ای به او داده صحبت کرد:"این کار در واقع خیلی جالب بود تقریبا مثل این بود که یه نقش جدید رو از اول بازی کنم! تمام مدت به این فکر میکردیم که برن چطور میخواد با این شخصیت جدید ظاهر بشه و با بقیه ارتباط برقرار کنه.این چالش خوبی برای من بود تا بتونم از کلاغ سه چشم شخصیتی در بیارم که با اینکه همه چیز رو میدونه و تا حدی خسته کننده است بتونه کمی هم رازآلود و گنگ باشه!"همونطور که به یاد دارین بالاخره در فصل هفتم برن توانست خود را به خانه برساند و البته که خداخافظی و برخورد بد او با میرا رید را هم به بخاطر دارید.ایزاک در این باره گفت:" اینطور نیست که برن عمدا اینطور رفتار کنددر واقع او در حال حاضر در وضعیت جدیدی از حالت انسانی است او در واقع نمیتواند دیگر مانند بقیه احساسات خود را نشان دهد و حرف هایی مانند : "اوه مرسی از اینکه کمکم کردی و همراهم بودی" به زبان بیاورد.مغز او

برچسب: نویسنده: بهراد کوهی تاريخ: سه شنبه 12 دی 1396 ساعت: 13:38

صفحه بندی